لزوم شکلگیری شریعتیشناسی دانشپژوهانه

خرید بک لینک
"فربهتر از ایدهئولوژیِ" عبدالکریم سروش در زمانی ارایه شد که جامعه خواستار تحوّل بود. اینک جنگ تمام شده بود و خرابیها و نابسامانیها و عوارض حاصل از آن بر جای مانده بود. عطشی برای تغییر و تحوّل وجود داشت، امّا نیروهای بهاصطلاح انقلابی مانع جدّیای برای هرگونه تحوّل بودند. فضا بستهتر از آن بود که بشود انقلاب و رهبران آن را نقد کرد. جوّ جامعه بلاگردانی را میطلبید که گناهان انقلاب و جنگ و آن همه عوارض را به گردن او بیندازد و قربانیاش کند. مطهّری نظریهپرداز انقلاب اسلامی، در نزد حکومت چهرهای مقدّس بود و نقد او پرهزینه مینمود. بهعلاوه، او استاد سروش بود. نقد آیتالله خمینی هم امکانپذیر نبود. با این حال کسی وجود داشت که در نزد ارباب قدرت متولّی نداشت. او علی شریعتی نظریهپرداز اسلام انقلابی بود. او نه تنها هیچ نمایندهای در میان نیروهای حاکم نداشت بلکه دورانی بود که در فضاهای رسمی بهسختی میشد از او به نیکی یاد کرد. فضای رسمی چنان علیه شریعتی بود که وقتی سروش در سخنرانی سال بعد از ارایهی فربهتر از ایدهئولوژی، در دفاع از شریعتی بیتی خواند، سالن از شور و هیجان منفجر شد (در مورد این بیت بنگرید به سروش، 1373: 200). سروش پس از دریافت واکنشهای متعدّد و نقدهای بسیار در پاسخ به سخنرانی سال پیش خود ("فربهتر از ایدهئولوژی")، در حال بهدست آوردن دل مخاطباناش در ایّام بزرگداشت شریعتی بود.
در چنین شرایطی، سروش از یک سو با "درک عزیزانة دین" (سروش، 1373) آیتالله خمینی را تمجید کرد و با"فربهتر از ایدئولوژی" شریعتی را تخفیف و تنزّل داد و به نیاز جامعه برای معرّفی یک بلاگردان پاسخ گفت. تا مدّتها شریعتی نقش بلاگردان را ایفا کرد (بعدها برخی شاگردان سروش نظیر اکبر گنجی کار استادشان را ادامه دادند). امّا دو گروه چندان "فربهتر از ایدهئولوژی" را جدّی نگرفتند. یکی کسانی که عمیقاً آرا و افکار شریعتی را میشناختند و با اثاراَش محشور بودند و دیگری کسانی که با جامعهشناسی آشناییای نسبی داشتند. سیلی از نقدها از سوی اهل نظر منتشر شد که رضا علیجانی بخشی از آن را در یک مجموعه گردآوری کرده است. حتّا از درون حلقهی کیان که کموبیش همراهان سروش در آن دوران بودند، نقدهای متعدّدی درآمد و یکی از مهمترین آن نقدها، نقدهای سعید حجاریان بود که با نام مستعار جهانگیر صالحپور منتشر شد.
سروش تحت تأثیر آرای مارکس و شایگان به نقد ایدهئولوژی شریعتی پرداخت. کسی که سالها پیش با دین و فلسفه به جنگ مارکسیسم رفته بود، حالا با بینشی متأثّر از مارکسیسم به جنگ شریعتی آمده بود. صاحبنظران میدانند که ایدهئولوژی از گیجکنندهترین و معمّاییترین مفاهیم علوم اجتماعی است. دستکم سه سنّت فکری متفاوت دربارهی ایدهئولوژی وجود دارد: 1) سنّت فکریای که از ایدهئولوژی تعریفی منفی ارایه میدهد و آن را آگاهیای کاذب و معوج و محرّف و وارونه و توجیهکننده معرّفی میکند؛ 2) سنّتی که از ایدهئولوژی تعریفی مثبت ارایه میکند و آن را عاملی برای تغییر و تحوّل و نیز آگاهیبخش و عملزا میداند؛ 3) سنّت فکریای که میکوشد ایدهئولوژی را صرفاً بهمنزلهی اصطلاحِ نظری خنثا برای توصیف و تبیین علمی یا فلسفی بهکار گیرد.
عبدالکریم سروش در بحث خود – به هر دلیلی- هرگز به این مقدّمات مبنایی و مهم اشارهای نکرد. بهنظر میرسد او برخی از سخنان شایگان را در کتاب انقلاب دینی چیست؟ به شکلی جدید و با افکار جدیدی صورتبندی کرد و البتّه هرگز اسمی از شایگان نبرد (بنگرید به سروش، 1373: 105 و شایگان، 1389: 253-193). تصویری که سروش در این سالها از ایدهئولوژی داشت و ارایه کرد، نه تنها منفی بود بلکه بخش مهمی از شرّهای ممکن انسانی در کار سروش یکجا کنار هم و در مفهوم ایدهئولوژی جمع شده بود: از دلیلتراشی و مشتقات پارهتو تا آگاهی کاذب و وارونهی مارکس، از سفسطهی یونان باستان تا غفلت مورد بحث غزّالی و مولوی، از ایمان جزماندیشان تا متافیزیک غیراستدلالی و بلادلیل مورد بحث کانت، از اعتباریات مورد توجه فیلسوفان و علمای اخلاق تا بتهای بیکن و تاریخیگری هگلی. همهی اینها را سروش یکجا در توضیح آرای مارکس در باب ایدهئولوژی صحّهگذارانه و همراه با تأیید یک جا جمع و تدریس و منتشر کرده بود
برچسبها: لزوم شکل گیری, شریعتی شناسی, دانش پژوهانه, انقلاب اسلامی, شریعتی
+ نوشته شده در جمعه نهم تیر ۱۳۹۶ساعت 17:17 توسط Fsociety |
مصاحبه با ابراهیم توفیق در مورد امر اجتماعی و خواستِ برابری‌ خواهی در تاریخ معاصر ایران...

ما را در سایت مصاحبه با ابراهیم توفیق در مورد امر اجتماعی و خواستِ برابری‌ خواهی در تاریخ معاصر ایران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 20:04

صفحه بندی